تبليغاتX
●•!...::تیزهوشانیا::...!●•
●•!...::تیزهوشانیا::...!●•
خدایا ...

مگه من بندت نیستم ......!

مگه من چند سالمه؟؟

چرا هر شب رو تختیم خیسه اشکامه؟؟

لينك | نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 20:28 توسط ●•▪·˙·.دختر بهار●•▪·˙·.. |
بازم سلام.
سلاممممم یه سلام گرمو تابستونی به همتون.همه ی صورتیا... یا نه دیگه فرقی نمیکنه همه دستمال سبزا...!

                                         225

خدا جونم به تو هم سلام .تویی که خیلی وقته دیگه بهار کوچولویی نمیبینی.تویی که ۸ ،۹ ماهه همه بدبختیا رو ریختی رو دوشم.آخه دلت  اومد؟؟!

اینا رو ولش.همیشه همینه!من اومدممممممممممممممممم!البته این فقط یه نوشابه نیستا کلو جامعه مجازی با اومدن من میریزه بهم!!!!!!

این اولشه!بزارین این امتحان آخریمونم تموم بشه حسابی میترکونیم!باهم!

پس فعلا.دعام کنین همگیتون این روزا دلم بدجوری کمک میخواد.میخوام از اون لجن بیرون بیام.

لينك | نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 5:25 توسط ●•▪·˙·.دختر بهار●•▪·˙·.. |
تفلد من و وبلاگ جونیم!

 

 

 

 

 سلام عزیزم
این دفعه با خودتم آره با خودت نه با اونایی که دارن اینجا رو میخونن 

این دفعه برا تو هستش

روز تو آره خودت 

 

یادته۱سال پیش یه دخمل کوچولوی سوم راهنماییی که  تو یه بعد ظهر حوصلش خیلی سر رفته بود خسته شده بود وروز تفلدش بود اینقد تو این سایت بلاگ گشته بود رفت تو یه وب نوشت بود

این وب وجود ندارد برای خودتون ثبتش کنین و غیره ذلک

تو هم گفتی مگه من چمه خوب ثبتش میکنی زدی لینکی ساعت ۴ بعدظهر بود یه اسم هوینجوری نوشتی اونجا  تو ثبت نامش

اسمان

 

 

 این اولش بود آره اولش یادته آره عزیزم میدونم که یادته چقد راهنماها رو خوندم بدون اینکه از کسی کمک بگیرم آره عزیزم از همون یه روزگی رو پای خودت بودیو بودم یادته اون اوایل موضوعتو یادته مادرت آره من مادرت چقد خنگ بودم چقد خرابت کردم با اون موضوع میخندم الان یادم میاد اون روزا حالا دیگه بزرگ شدمو عاقل میدونم گلم چی خوبه چه بد
عزیزم یادته اون روز اون روزا هی میخواستم یه چیزی بهت اضافه کنم نمیشد اعصابم خورد میشد بهت فحش میدادم خوب عسیسم منو ببخش  میدونی که خیلی عصبیم

دوست دارم چون همیشه میبخشی منو

 

 

 

 یادته اون اول اولا چقد قیافتو عوض میکردم حدود نه تا قالب چقد زیاد تو ولی بهم یاد دادی چطور خودم اون چیزی که دلم میخوادو درست کنم چطور یه جا موفق باشم چطور خودمو یه جا خالی کنم آره عسیسم من خیلی پر حرفم تو نبودی این همه حرفا رو تو خودم خالی میکردم دق میومدم

گلم تو سنگ صبورم بودی

 یادته تو یه روز یه روز بهاری اواخر فروردین بستنت میترسم میترسم حتی اسم اون کلمه رو بیارم دیگه ف ی ل...ت...ر چه  روزای بدی چقد افسرده بودم  یادته روز میلادت
همین روز گلم تو مدرسه هم گریم در اومد تااین
       که بیستمه خرداد با تلاش در آوردمت از این بلا
     

گلم تو بهم یاد دادی چطور برا هدفم تلاش کنم

 قربونت برم اون روز چی بعد اون بسته شدنت تازه آپت کرده بودمت یه ربع ده دقیقه بعد بابا گریون اومد خونه آره یکی فامیلاشون مرده بود

        گلم دوست دارم چون شریک غمهامی

 

 

 

 

گلم تو از تنهایی درم آوردی اینقد برام دوست پیدا کردی که نگو دلت نمیخواست من دلم بگیره

دوست دارم عزیزم چون خیلی به فکرمی 

 

 عزیزم یادته چقد بهت بد گفتن تحملت خیلی بالاهه ها

آفرین به تو گلم

 

تو که نمیخوای مادرت پیشت شرمنده باشه

 

 

خوب عزیزم
این همه خاطره

چه خوب چه بد

گذشت چه زود یه سالت شد گلم

یه سال

عزیزم یه سال یعنی چی؟

یعنی دیگه باید از شیر بگیرمت

به هر حال در هر صورت

 ازت متشکرم برا همچی

 

 

میلادت مبارک


 سلام بچه ها
چقد زود بهتون سلام گفتم نه
آخه میدونین
دیگه باید بهتر از من بدونین این اولین باریه که برا وبم تولد میگیرم هووووو اولین بار یه ساله شد گلم شوت شد تو دو سالگی آخی وبم چقد دوسش دارم همه جوووووونمه میمیرم براش یه بلایی سرش میاد تا چند روز از لحاظ روحی روانی داغونم واوی وای وای تولدش مبارک ایشالله من صدو بیست سال دیگه زنده بمونم که بتونم صدو بیست سال دیگه براتون بآپمش بعد مردنمم میدمش به دختر یا نوه یا نتیجم نترسین این وبلاگ پا برجا میمونه خدا کنه تا اون موقع ها بلاگفا هم پا برجا بمونه

خوب بچه ها یه ذره برسیم حالا به خودمون خوبین چیکارا میکنین ما که همچنان به علافی خودمون مشغولیم وایییییی چند روز پیش از خواب بیدار شدم داداشم گفت وای خواهری چی شده من دیدم واویلا لبام شده اندازه کتاب یه بادی کرده بود رنگش رفته بود میسوخت چجور رفتم مدرسه همینجوری یه کتاب جلو لبام نگه داشته بودم بالاخره هر کی منو میدید میخندید باهاش دعوا میکردم میگفتم چیه مسخره داره خدا رو شکر تا ساعت ده یازده خوب شد بعضی بچه ها ولی هی بهم میگفتن بهت میاد شدی لبت شده عین آنجلینا منم اعصابم خورد هر چه از دهان مبارک بیرون میومد نثار میکردم


 

 

 

راستی شمع از خودم کیک از خودم مبارکه تفلدم!

 

خوب دیگه گلای من

بازم تولد وب عزیزم مبارک و تفلد خود عزیزمم مبارک.............!

کلیک روی تبلیغات فراموش نشه

فدای همه من شم

فـــــــعـــــــــلا

 

 

 

بعدالتحریر۱:دیدین الکی نگفتم که واسه وب جونیم مینویسم!شما بگین شانس از این بد تر؟درست سه روز قبل از تفلو خودمو وبم هارد کام سوخت!ای بابا!الانم تو کافی نتم باور کن؟؟؟؟؟؟

بازم همگی بگین تولذ تولد تولدم مبارک!

لينك | نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 18:23 توسط ●•▪·˙·.دختر بهار●•▪·˙·.. |
میرم مدرسه-جیبام پر فندق و پسته

سیلام سیلام!چطورین؟خوبین؟خوشین؟سرخوشین؟

چه خبلا؟خوش میگذره؟با مدرسه چیکار میکنین؟

ما که عینه همیشه فقط میریم میایم!نمیدونم والا اینا واسه چی به ما میگن فرهیخته.......!اره میگن فرهیخته باور کنین.......!روز اولی که برامون که جلسه توجیهی گذاشته بودن اقاهه اون بالا میگفت شما ها که فرهیخته اینو و دیگر هیچ.....!

موضوع دیگر این که ....!بریم بعدی!

اهان یادم اومد زندگی رو میحالین.!خدایی الان فک میکنم میبینم ما ها خیلی قانعیما!والا!از وقتی وارد این راهنمایی شده بودیم که این آرزو به دلمون موند که یه دفعه تو کلاس ساعت داشته باشیم باور میکنین؟الان سال 4 امه و ما همچنان ساعت نداریم......!این که هیچ اون صدای خش خش پنکه که مخ ادمو م..........!ببخشید اشتباه شد به قول اق شجاع بلبلا کنسرت میزارن......!و نکته یبعدی که قابل ذکر میباشد این راننده ی ما ای خدا!مار از پونه بدش میاد در خونش سبز میشه!یک اقای سیبیلو !ولی از دست کوچه پس کوچه ها و اروم بودن ماها خسته شد استعفا داد اینو گوش کن یه پسره اومد در حد مرگ ......!باور کنینا یه شماره رو آینه ماشین نوشته میگم اقا شمارتون همینه؟یه دری وری گفت نفهمیدم ولی من میدونمم واسه چی پروند بعدن میگم!

همین دیگه.!باید کم کمک اپ ها کوتاه بشه.بریم سراغ جبران جونم!

  عشق چيزي است كه بيشتر از هرچيزداشتنش را دوست داريم ...و بيشتر از هرچيزدادنش را دوست داريم...و هيچ كس در نميابد كه عشق همان چيزيست كه همواره داده ميشود اما پذيرفته نميشود..!

جبران خلیل جبران!

بعد التحریر 1:راستی ببینین میتونین معنی این دو تا کلمه رو برام پیدا کنین !شرمنده !اخه از همه پرسیدم!کم مونده تو خیابون بگم اقا اینو بلدی!از بس هیش کی نمیدونه حتی خانوم اف....!>>>burzun و gonz ! بابام که میگه اولی یعنی بازو!ایول به خودم که حداقل الکی یه چی نمیگم! خب دیگه دنیا بوس واسه کسی که بهم بگه دیگه!

بعد التحریر 2:خدا جونم صدای ربنا ربنا داره تموم میشه ولی نمیدونم چرا هنوز من شروع نکردم .به قول دوستان صدای ربنا ربنا میاد چرا فقط تو ماه رمضونا باید بیاد؟

بعد التحریر 3 : یه کاریکلماتورخوشکل:وقتی تصویر گل محمدی در آب افتاد ماهی ها صلوات فرستادند...!

بعد التحریر 4:تا تفلد تفلد من چیزی کم تر از 7 .8 روز مونده ها!

همگی تفلد تفلد تفلدت مبارک!سلام آی مجری!خوبین آی مجری؟

بعد التحریر ۵:میخواستم قبل از تموم شدن ماه رمضون آپ کنم.پس نه اسمایلی داره نه کامله!کاملش میکنم و به همه خبر میدم !شرمنده الان نمیتونم هیشکی یو خبر کنم!هر کی دوست داشت یه نظرم بده!فداتون....!

 

...::: پایان :::...

یا علی !

لينك | نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 15:54 توسط ●•▪·˙·.دختر بهار●•▪·˙·.. |
ماه رمضونه! و دلم گرفتندی...!دی

 

قبل القرائت:واییییی خیلی وقته نآپیدم دیگه تقریبا وقتشه در فکر یه آپم پس بزن بریم.....!

سلام سلام دوستای مسلمون و روزه بگیر خودم!چطورین همگی؟

این آخرین پست تابستون ههههههه !. راستی چقدر زود زود میگذره هااا ! پیر شدیم رفت..!

وای چه حالی داشتیم 3 امسال تو این مدرسه .یادش بخیر همش خاطره بود خدایی دلم تنگیده حتی واسه دعواهای معلما باهامون ...!

 ریحانه جون یادت بخیر خدا بیامرزتت !نمیخوام یادم بیاد آخه خدا جونم چرا همیشه چرا همیشه گلچین میکنی؟بخدا اشک تو چشام حلقه زده.....!چی شد یهو از بین ما رفتی اونم تو مدرسه!یادمه میگفتن یادت بخیر دختری که لباس علم پوشیدی و در مکان علم از بین ما رفتی!خیلی دلکم گرفته....! بگذریم !داشتم میگفتم همش خاطره بود از همین اتفاق که تلخ ترینش بود تا قبولی ههمون واسه دبیرستان که شیرین ترینش بود!کی میخواد باز اون همه خاطره تکرار بشه..!ای خدا حالم داره از این زمونه بهم میخوره!به قول شاعر اخه چرا؟

خیلی دلم گرفته بود گفتم بیام یه آپ بکنم میخوام همینجوری بشینم گریه بکنم الکی الکی تا باز دختر خالم بهم بگم تو دیوونه ای !آره دیوونم بخدا هستم قبول!واسه چی وقتی میخوام گریه کنم همه بهم میگن تو که غم نداری همیشه داری میخندی!هیشکی از دلم خبر نداره !

چیه؟

همتون فکر میکنین یا میخواستم خودکشی کنم یا فرار کنم یا شکست عشقی بوده!

نه مال ماه رمضونه این ماه رو خیلی دوست دارم!واسه حس و حالش!تو این ماه عوض میشم نمیدونم چرا تا تموم میشه میشم همون دختر بهار قبلی که خودم حالم ازش بهم میخوره!نمیدونم واسه چی ماه رمضون دست و پام بسته میشه تا همه غلطی نکنم.......!تو این ماه یاد همه چی میافتم....!اینم یه حسه خوبه نه!؟!بسه فکر کنم در حد بسی چرت و پرت گفتم......!

خب بحث اصلی: کمتر یه ماهه دیگه مدرسه .......!چه حالی داره ها خدایی اول مهر!امسالم که 21 ام ماه رمضون میافته اول مهر گند زدن به این ترانه هه هست ماه و مهر و نمیدونم چی چی!هه هه!

اهان گفتم ترانه مهر یاد ترانه مادری افتادم اونم که تموم شد

با همه چرتونگیش ادمو چه جوری دنباله خودش می کشوند؟!

اتفاق نوام که جایزشو مث که داده به سیاوش خیرابی! خیلی خوب بود! چه قد شخصیتش خوب بود تو فیلم؟! محکم بود!!

ولی ای اون محسن افشانی حالمو بهم می زنه! هم تو فیلم هم تو بومه سفید! وای چه قد می خواد بگه من باحالم من خیلی خوبم! من اوجه انرژیم؟! طرفداراش ناراحت نشنا! این نظره منه! شاید شما خیلیاتون علی طباطبایی(فرهاد) رو دوس نداشته باشین ولی من دوسش دارم!

راستی مهر هم تولد خودمه هم تولد وبلاگ جونم!از حالا همه دعوتین!یه کیک گنده سفارش دادیم!همه بیاینا!یه متن خوشکلم واسه وبلاگ جونیم نوشتم!اینقده مامانه!

راستی ک ا د و ه ا فراموش نشه ها.....!

یه کم خالی شدم اومدم اپ کردم!

 

خب دیگه آپمم باید تمومش کنم خیلی میخوام بنویسما ولی قبلنا که تومار( یا طومار) مینوشتم هیشکی کامل نمیخوند....!

قربونتووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون

بعد التحریر1:حیات درختان در بخشش میوه است آنها میبخشند تا زنده بمانند زیرا اگر باری ندهند خود را به تباهی و نابودی کشانده اند......!جبران

بعد التحریر2:بریم بعدی....!

بعد التحریر۳:احساس میکنم این اپ همچین با بقیه یه خورده فرق میکرد

بعد التحریر۴::...قطره ی باران غمگین روی گونه ام اشک میریزد....::

* دنيا رو براتون شاد شاد و شادي و براتون دنيا دنيا آرزو ميکنم!                                                              

خوب دیــــــــــــــــــــــــگـــــــــــــــه

یا حق تا تولد

                                                                             

 

 

لينك | نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 9:54 توسط ●•▪·˙·.دختر بهار●•▪·˙·.. |
بازیییییی...!
دعوت شدم به یه مسابقه !

خب طبقه بازی اینا من باید ۱۰ تا چیزو که دوس دارمو بگم با ۱۰ تا چیزی که بدم میاد . ۱۰ تا ادمو دعوت کنم .......!

۱۰ تا چیزی که دوس دارم:

۱-خدا !

۲- خودم

۳-هواپیما !

۴-مسافرت!

۵-هر چیزی که باعثه سرور و شادمانی می باشد !

۶-خل و چلی

۷-ناخنک زدن به غذا!

۸-بودن کنار دوستام و دوستات و دوستامون!

۹-...........!از همین عدد

۱۰- زمستون !

 

 

۱۰ تا چیزی که بدم میاد:

۱-عدس پلو!

۲-یکی اسکلم کنه!

۳-هر نمره ای که ۷۵ صدمیه!(مثال=۷۵/۱۹)

۴-سیدیه خش دار!

۵-هر جور حشره

۶-هر جور ضد حال(مثله رفتن برق وسط فیلم!)

۷-درس خوندن!

۸-آش یزدی(شولی)!

۹-ادمایه سوسول!

۱۰-مسیح.ساسی مانکن.شروین!

تموم شد!ولی سخت بود! اخه ادم چجوری همه چیزایه خوبو ۱۰ تا کنه بدارو ۱۰ تا؟!

سه تا کلمه ای ام که بهم انرژی میدن!

۱.خدا     ۲.دوستام      ۳ .پول دیگه....!

 

                               یا حق........!

 

لينك | نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 20:13 توسط ●•▪·˙·.دختر بهار●•▪·˙·.. |
ما قبوليديم و هوا گرم است بسي..دي

 

اوفففففففففففف ما رو كشتن تا اين نتيجه ها بيادا بابا اينم شد زندگي آخه اين چه وضعشه اين گرما و قطعي برق و قبض تلفن و...


ا خسته شدم بابا چه وضعه اخه اینم شد زندگی دیگه حتی نمیتونم طنز بحرفم گرمه خوب منم طاقت گرما ندارم برا همین از تابستون تنفر دارم دیگه ادم تو زمستونی بالاخره یه چی میپوشه گرم شه ولی خوف تو تابستون اگه هیچی تنتم نباشه میپزی
خب بريم سر اصل مطلب.

اين آقا دومادي كه ميبينين اينجا نشسته.....

ببخشيد نميدونم چرا تا حرف اصل مطلب ميشه ياد خواستگاري ميافتم..دي

any way

ما 1 شنبه شب رفتيم خونه خاله همونجا بكپيم اونم پشت بوم(بابام نبود) به بچه ها گفته بودم نتيجه ها اومد زنگ بزنن اونجا.خلاصه ساعت يك ربع به يك و ربعي بود كه ....

دورييييييييييييييييييينگ دوريييييييييينگ دورينگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ دورينگگگگگگگگگگگگ

يهو مامانم صدا زد...... دختر بهار منم خوابم سنگين 60 متر پريديم هوا ها (چرا اين فعل ها ing دار ميشه هي) پله ها رو 4 تا 2 تا يكي پريدم پايين و و با شنيدن هزارون فحش گوشي رو قاپيدم

زهرا گفت ميگن نتيجه ها اومده

من كه خونه خالمم چه طوري ببينم

 تو رو خدا برو ببين ما وصل نميشه ارور ميده

گفتم باشه با سخاوت خاله جون رفتيم مو حالا مگه باز ميشه 1400 وخورده اي بودن ديگه تو سايت

من حالا وويسا(اين فعل جديده تيزهوشانياست)بالاخره اومد!اول پريدم رو اسم خودم هوررررررررررررررررررررا هورا

يك جيغي كشيدم كه اين دفعه شوهر خالم 100 متر پريد بالا

خلاصه قعطيدم و خوابيدم ولي من موندم اين بشر يك ساعت ندارن(شوخي كردم)

بعدالتحریر:آن کس که شایسته است تا از اقیانوس بی کران حیات آب بنوشد ، این شایستگی را نیز دارد که تو جام او را از جویبار کوچک خود پر کنی. جبران خلیل جبران
بعدالتحریر:آپ قبلی جسیکا حامله بود ولی آپ دیگه زایید 

بعد التحریر۳خیلی به خودم زور آوردم شکلک نزارما

احساس میکنم این اپ همچین با بقیه یه خورده فرق میکرد

بعثتم که بود به  مناسبتش برای سلامتی اقا امام زمان صلوات

خوب فداتون بشـــــم

دوســــــــــــــــتون دارم

فعـــــلا
باباییییییییییی

 


لينك | نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 20:23 توسط ●•▪·˙·.دختر بهار●•▪·˙·.. |
Copyright By a3eman - This Template Designed By HOTWEBS

JavaScript Codes